سالهاي زيادي از پيروزي انقلاب اسلامي نگذشته بود و يكي از همكلاسيهاي دوران دبيرستاني‌ام تصدّي بخشداري پارس‌آباد را به عهده داشت، در آن زمان در نامه‌اي كه از تهران برايشان ارسال كردم آدرس: آذربايجان شرقي ( آن زمان استان آذربايجان شرقي دو نيمه نشده بود و نام آذربايجان تاريخي كه با نام تاريخي اردبيل عجين است بر روي استان امروزي اردبيل مي‌درخشيد) مغان شهر (پارس‌آباد) بخشداري بخشدار محترم جناب آقاتي…» را بر روي پاكت قيد كردم.

در نامه، بعد از سلام و احوال‌پرسي و بازگوئي خاطراتي از دوران دبيرستان، با صميميّت و صداقت با بخشدار محترم درد و دل كرده و نوشته بودم كه ديگر نام پارس‌آباد كه برگرفته از نام يك شخص گرفته شده  است با جايگزيني مناسب نام اين شهر با نام منطقه و تاريخ پر افتخار گذشته اش پيوند داشته باشد.

از همين رو اين جانب نام «مغان‌شهر» و يا هر نامي كه برگرفته از نام تاريخي مغان باشد را براي نامگذاري اين شهر پيشنهاد كردم.

از آنجائيكه امروزه هم مردم مناطق همجوار وقتي مي‌گويند به مغان مي‌روم در ذهن اكثر شنوندگان «شهر پارس‌آباد» تداعي مي‌شود و با اينكه نام گرمي، نه شهر گرمي در اسناد و مكاتبات رسمي و دولتي «مغان» ذكر مي‌گردد امّا براي جلوگيري از هر نوع اشتباه و اينكه با پارس‌آباد مغان اشتباه نشود در داخل پارانتز قيد كلمه‌ي «گرمي» ضروري مي نمايد، لذا با توجّه به نام مغان كه سابقه‌ي بس طولاني در منطقه دارد و حوادث تاريخي زيادي هم در اين منطقه روي داده و در اسناد تاريخي نيز اين نام ثبت و ضبظ است شايد بهترين گزينه براي انتخاب نام شهري كه از دل اين آب و خاك برخاسته است تركيبي از نام «مغان» باشد. پل معروف و قديمي «خدآفرين» كه سابقه‌ي آن به بيش از اسلام مي‌رسد در اين منطقه و بر روي رودخانه‌‌ي «آراز» (ارس) زده شده كه نام اين پل با نام و كلمه‌ي «مغان» عجين است.

شروع پادشاهي نادرشاه به صورت رسمي و دعوت از صاحب‌منصبان و بزرگان و ريش‌سفيدان طوايف سراسر كشور به دشت مغان و برگزاري همه‌پرسي به سبك و روش آن زمان در مورد انتقال قدرت سلطنت از خاندان صفوي به وي در اين دشت، و امضا‌ء قراردادهاي داخلي بين او و بزرگان كشور در اين منطقه اهميّت تاريخي نام «مغان» را دوچندان كرده و به تاريخ كشورمان پيوند داده است لشگركشي آقامحمدخان قاجار به قره‌باغ و چگونگي عبور لشگريان از رودخانه‌ي آراز و پل خدآفرين در دشت مغان در صفحات تاريخ ثبت و نگهداري مي‌شود.

و هيچ درسخوانده‌ي دبيرستاني فراموش نمي‌كند جنگ خونين بين ايران و روس در دوره‌ي قاجار را كه با فرماندهي و شجاعت عبّاس‌ميرزا در دشت مغان و در منطقه‌ي آصلاندوز اتّفاق افتاده است اينها شمّه‌اي از تاريخ مغان است كه به صورت اختصار و فهرست‌وار در اينجا آورده شد و الا نويسندگان و مورّخين، كتابهاي زيادي درباره‌ي اين پهن‌دشت حاصلخيز كه زماني، زيبائي آهووانش زبانزد خاصّ و عام بود و ماجراي فولكولوريك «خان چوبان» و «سارا»يش با نام مغان گره خورده و در شعر شعرا، آواي خوانندگان و ساز نوازندگان آذربايجاني هم مترنّم است كه به رشته‌ي تحرير در آورده‌اند.

و در نهايت دوران معاصر و در دهه‌ي اخير با احداث سدّ انحرافي «ميل مغان» براي آبياري كشاورزي مكانيزه و اكتشاف چاههاي نفت در اين منطقه نام «مغان» براي ابد بر روي اين دشت زرخيز خواهد ماند.


با توجّه به سابقه‌ي تاريخي نام مغان، نامي كه هم اكنون بر روي بزرگترين شهر سرزمين تاريخي نهاده شده هيچ انسيّت تاريخي، جغرافيايي، اجتماعي و حتّي فرهنگي با منطقه ندارد و اين نام زماني كه براي اولّين بار سد انحرافي بر روي رودخانه «آراز» با همكاري دولت شوروي سابق زده شد و اوّلين آبادي كه در زير نهري معروف به «نهر اوّل» براي كشت آبي زمينها برپا گرديد با نام مهندس پارسا برادر وزير آموزش و پرورش آن زمان بنام فرّخ‌رو پارسا بود، گره خورد. گذشت زمان و توسعه و ترقّي اين روستاي جديدالتأسيس كه در اندك زماني تبديل به شهري با اقتصاد پويا گرديد، كم‌كم نام تركيبي «پارساآباد» در زبان مردم محلّي نيز مخفف شده به «پارس‌آباد» تغيير نام يافت.

من خود در تابلوهاي دهه‌ي چهل به كرّات نام «پارسا‌آباد» را به چشم خود ديده‌ام و احتمال اينكه هنوز هم در بعضي جاها به جاي «پارس آباد»، «پارساآباد» نوشته شود زياد است.

با توجّه به اين نام بي‌مسمّا، بهتر است مسئولين متعهّد اين شهر با همياري و همفكري هم، جهت تغيير اين نام و نهادن نام مناسب كه با تاريخ فرهنگ اين منطقه همخواني و هماهنگي داشته باشد اقدام نمايند از طرفي نام «آباد» كه در پسوند برگرفته از نام پارسا آمده است اصولاً براي نامگذاري دهات و ورستاها به كار مي‌رود كه شايسته‌ي اين شهر نيست. امروزه ديگر نام روستاهايي كه با توسعه و ترقّي تبديل به شهر شده‌اند و نام آنها منسوب به فرد با پسوند آباد نامگذاري شده است و يا با تركيباتي وابستگي نام آن شهر به فرد و يا طايفه ي خاص نشان داده مي‌شود با نام ديگري كه منصوب خاص‌ّ نداشته عوض شده بهينه مي‌شود. مثل نام «قلعه حسن‌خان» در نزديكي تهران كه نامي وابسته به يكي از خانهاي دوران گذشته بود تبديل به نام بدون منصوب شده و نام «حسن‌آباد» كه به «مهرشهر» برگشته است.

علاوه بر اينها حتّي نام شهرهايي كه در زمان حاكمان پهلوي از نام بومي حوزه برگشته و نام وابسته به خواندان پهلوي پيدا كرده بودند به نام اصلي خود برگشته و با فرهنگ منطقه سازگاري پيدا كرده‌اند، مثل «اروميه» كه «رضائيّه» برگرفته از نام رضاشاه داشت و «سلماس» كه «شاهپور» بود و «بندر انزلي» كه در زمان حاكمان پهلوي «بندر پهلوي» ناميده مي‌شد.


حسن راشدي

 

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی مطالب خلاف نظام ، شئونات اجتماعی ، توهین یا افترا به کسی می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
برای تماس با شما لطفا ایمیل خود را بدرستی وارد کنین تا با شما اگر لازم باشد در تماس باشیم .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید